ارگ و نارینقلعه
مهمترین و سالمترین بخش باقیمانده از شهر، ارگی خشتی و چینهای با وسعت تقریبی ۵۱ هزار مترمربع است. این کهندژ دارای ۲۹ برج به ارتفاع حدود ۱۱ متر بوده و خندقی وسیع آن را احاطه میکرده است.
ارگ شهر بلقیس اسفراین؛ یکی از بزرگترین سازههای خشتی ایران، روایتی زنده از معماری، زندگی و تمدن در خراسان شمالی.
شهر بلقیس مجموعهای تاریخی شامل ارگ، شارستان، خندق، آرامگاه شیخ آذری و بقایای معماری گستردهای است که در دل دشت اسفراین قرار گرفته است. این محوطه تصویری ارزشمند از شهرسازی و زندگی در دورههای گذشته ارائه میدهد.
ارگ شهر بلقیس، پس از ارگ بم، دومین سازهی بزرگ خشتی ایران است.
میراث تاریخی اسفراینآنچه امروز از شهر بلقیس باقی مانده، حاصل قرنها ساختوساز، زندگی و دگرگونیهای تاریخی است.
شواهد تاریخی، ریشههای نخستین این سکونتگاه را به اواخر دورهی ساسانی نسبت میدهند.
اسفراین در سال ۳۱ هجری توسط مسلمانان فتح شد و زندگی شهری در آن ادامه یافت.
نخستین دورهی استقرار شناختهشده در ارگ به سالهای پس از حملهی مغول بازمیگردد.
بیشتر آثار باقیماندهی شهر به این دوره نسبت داده میشوند.
ارگ و شهر بلقیس در جریان حملهی افغانها به طور کامل تخریب شد.
این محوطه با شمارهی ۴۴۹۷ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
محدودهی شهر تاریخی بلقیس که در واقع اسفراین کهن محسوب میشود، قدمتی حدود چهار هزار سال دارد. در این منطقه طی قرنها همواره مردمانی زیستهاند، شهر ساختهاند و تمدن آفریدهاند؛ سپس با هجوم اقوام مختلف، بخشهایی از آن تخریب شده و دوباره از میان خاکستر جنگ و ویرانی، شهری تازه جوانه زده است.
بیشتر آثار باقیمانده در این شهر تاریخی به دورهی صفوی نسبت داده میشود، اما شواهد و یافتههای جدید تاریخی نشان میدهد که دیرینگی شهر بلقیس در شهرستان اسفراین دستکم به قرن دوم هجری میرسد.
اسفراین به دلیل قرار گرفتن در شاهراه ورود اقوام مهاجر به ایران، از جمله مغولان، ازبکها و افغانها، بارها مورد حمله و تخریب قرار گرفته است. با این حال، مردم سختکوش این منطقه بارها شهر را بازسازی کرده و زندگی را در آن ادامه دادهاند.
پس از رونق شهر در دورهی صفوی، اسفراین کهن در سال ۱۱۳۱ هجری قمری، برابر با سال ۱۷۳۱ میلادی، به دست افغانها به طور کامل ویران شد. پس از این رویداد، ساکنان شهر جدیدی را در نزدیکی این محوطه ایجاد کردند و نام بلقیس به تدریج بر خرابههای اسفراین کهن باقی ماند.
شهر بلقیس مجموعهای گسترده از بناهای نظامی، مذهبی، تجاری و خدماتی بوده که هر بخش، نقشی در زندگی روزمرهی ساکنان داشته است.
مهمترین و سالمترین بخش باقیمانده از شهر، ارگی خشتی و چینهای با وسعت تقریبی ۵۱ هزار مترمربع است. این کهندژ دارای ۲۹ برج به ارتفاع حدود ۱۱ متر بوده و خندقی وسیع آن را احاطه میکرده است.
در محدودهی شارستان، بقایای برج و باروی شهر، راستهی بازار، آبانبار، کورهی سفالگری و گورستان وسیعی در نزدیکی دروازهی شرقی شناسایی شده است.
منار تپه احتمالاً محل مسجد جامع و دارالامارهی اسفراین در دورهی پس از مغول بوده و بخشهایی از آن مورد کاوش باستانشناختی قرار گرفته است.
بقعهی شیخ آذری، شاعر قرن نهم هجری در دورهی شاهرخ تیموری، یکی از بناهای مهم محدودهی تاریخی شهر است.
کاروانسرای تیموری در بخش غربی شهر و مجموعهی یخدانهای دورهی صفویه در حاشیهی روستای جوشقان قرار دارند.
خندق وسیع پیرامون ارگ بخشی از سامانهی دفاعی شهر بوده و ورود به قلعه را دشوار میکرده است.
در کاوشهای سال ۱۳۸۶، سفالهایی شبیه سفالهای نیشابور قدیم کشف شد که شباهت زیادی با نمونههای مرو و سمرقند داشتند. این یافتهها احتمال وجود تمدن و ارتباط تجاری شهر با مراکز مهم منطقه در قرون نخستین اسلامی را تقویت میکنند.
ارگ بلقیس بر اساس اصول معماری ساسانی ساخته شده و مصالح اصلی آن خشت و گل بوده است. فضای داخلی قلعه در طول زمان بر اثر حفاریهای غیرمجاز آسیب فراوان دیده و از بنای بزرگی که زمانی سه طبقه فضای معماری داشته، امروزه بیشتر یک پوستهی گلی باقی مانده است.
با وجود این آسیبها، مقیاس ارگ، نظم برجها، خندق پیرامونی و جایگاه آن در ساختار شهر تاریخی، بلقیس را به یکی از مهمترین نمونههای معماری خشتی ایران پس از ارگ بم تبدیل کرده است.
مورخان و جغرافیدانان اسلامی نام این شهر را به شکلهای گوناگون ثبت کردهاند. بیهقی نام اسفراین را «اسپرآئین» دانسته و آن را مرکب از «اسپر» به معنای سپر و «آئین» به معنای راه و روش معرفی کرده است.
برخی منابع نیز از اسفندیار، پسر گشتاسب، به عنوان بنیانگذار شهر نام بردهاند. در منابع تاریخی، قباد ساسانی نیز به اسفراین علاقه داشته و آن را «مهرجان» خطاب میکرده است.
در هر دیوار خشتی، بخشی از حافظهی تاریخی اسفراین باقی مانده است.
شهر بلقیس فقط یک محوطهی باستانی نیست؛ بخشی از هویت و حافظهی فرهنگی خراسان شمالی است.